السيد محمد حسين الطهراني
269
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مىافتادند و مثل آدم مقضىّ عليه ( متوفّى ) به شكل مرده ، بدون حسّ و حركت بودند ؛ رنگ چهرهء آن حضرت تغيير مىكرد ؛ زرد و سفيد مىشد . بدن آن حضرت سنگين مىشد ، اگر بر روى أستر و يا ناقهاى بودند ؛ آنها سنگين مىشدند ، و مىخواست شكم آنها به زمين برسد . [ كيفيّت وحى ، توسّط خداوند و جبرئيل و سفرة كرام بررة ] سورهء مائدة آخرين سورهاى است كه بر رسول الله نازل شده است ، در حجّة الوداع ، در هنگام مراجعت به مدينه در سفر بودند . و چون اين آيات فرودمىآمد ؛ چنان حال پيغمبر تغيير مىكرد و منقلب مىشد ؛ و بدن مبارك ثقل و سنگينى پيدا مىكرد كه نزديك بود شتر آن حضرت بر روى زمين بخوابد . و در اين موارد تجلّى خداست ، و وحى اوست بلاواسطه ، يعنى عدم إدراك و مشاهدهء واسطه ؛ و آنچه در أخبار وارد است كه : پيامبر در وقت نزول وحى منقلب و متغيّر مىگشت ، از اين قبيل است . و بعضى أوقات ، رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم جبرائيل را مشاهده مىنمودند به صورت واقعى و حقيقى خود ، كه وجود ملكوتى وى شرق و غرب عالم را پر كرده ، و ذرّهاى نيست كه از آن خالى باشد . در اين صورت پيامبر مشاهدهء او را مىكردند ؛ و آن حال انقلاب و تغيّر ديگر نبود . در اينجا وحى خداوندى مشهود آن حضرت بود كه توسّط جبرائيل صورت مىپذيرد . و كرام بررة گرچه دستاندركار بودند ؛ ولى مشاهد آن حضرت نبودند . أمّا خداوند از دريچه و آئينهء وجودى جبرائيل مشاهد بود . قسم سوّم اين بود كه : در حال وحى ، رسول خدا سفرهء كرام برره ، يعنى سفيران و فرشتگان عديدهء وحى را نيز مشاهده مىنمودند . و در اين صورت هم خدا بود ؛ و هم جبرئيل ؛ و هم آنها . يعنى خدا از دريچهء جبرائيل ، و از آن گذشته از دريچهء سفرة ، مشهود رسول الله بود . در اين قسم ، هر سه مشاهده مىشدند ؛ بطور تجلّى و ظهور در ديگرى ؛ و در قسم دوّم خداوند و جبرئيل مشاهده مىشدند بطور تجلّى و ظهور حضرت حقّ در